|
حرفهـــــایی برای نگفتـــــــن ... خسته شدم بس که دلم رنجید و خندیدم...
| ||
|
بنام آرام دلها
ممنون از همه شما دوستان عزیز که همیشه بهم سر می زنین تمام مطالب این وبلاگ با وجود همه تلخی ها و غصه هایی که همیشه ازش می نویسم باید بگم : 1- این مدل نوشتن رو دوست دارم (برعکس روحیات خودم که خیلی شادم) 2- این مطالب صرفا دلنوشته های منه و برای آدم خاصی نمی نویسم یعنی به عشق و عاشقی اعتقادی ندارم اینو نوشتم تا خدای ناکرده برای کسی سوء برداشت نشه و دوستان سوالات عجیب و غریب نپرسن
مراقب خوبی هاتون باشین
یا علی التماس دعا... بنام آرام دلها
حرفی برای گفتن نمی ماند وقتی ... دلی بی هیچ گناهی شکسته باشد... و خرده های دل چنان راه نفس کشیدنت را بند بیاورد که هر نفست با درد باشد و هر دمی که بازدم می شود رنگت کبود شود و مدام چشمانت پر و خالی از اشکی شود که آن هم با درد است حرفی برای گفتن نمی ماند وقتی دردی راه گلویت را بند بیاورد...
اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعا...خیلی... یا علی خداحافظ همین حالا... بنام آرام دلها
خواستم جذر تو را بگیرم تا ببینم می شود و می توانی تو از زیر رادیکال حرفهایت بیرون بیایی و باز هم همان آدمی باشی که میگفتی... شروع کردم به حساب و کتاب... اما تا سرم گرم شمارش بود تو زیر همان رادیکال پنهان شدی و رفتی... از چه ترسیدی؟!! از جذری که تو نمی شدی...!
اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعا...خیلی... یا علی خداحافظ همین حالا... |
||
| [ طراحی : قالب سبز ] [ Weblog Themes By : GreenSkin.ir ] | ||